سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هرکس خود را نشناسد، به غیر خود نادان ترباشد . [امام علی علیه السلام]
چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین

امیر درباره آدم و عالم وهمه ی افراد خوب و از دنیا رفته می پرسد.ولی ازدنیا فقط غصه ها رادرک کرده ،آرزو دارد حتی یکبار هم که شده با مادرش حرف بزند ولی هیهات که پدرش گفته حق نداری حتی یک سلام به مادرت بدهی،فقط دلش به هیات و مسجد خوش است و عشقش هیات است. بدون داشتن پیراهن سقایی،وارد هیات سقاها شده ،یکی ازهیاتی هاهم یک پیراهن سقایی بهش داده که بهش خیلی بزرگه ،یکی دیگر هم یک کوزه داده،احساس می کند آبش تبرک است و هر کسی بخورد خوب می شود.از وقتی وارد هیات ومسجد شده غصه ها یش کم شده و دنیا را فراموش کرده است.عاشورا،تاسوعا،اربعین حسینی،بیست و هشتم،بیست و نهم و سی ام صفر با تمام توان سینه زنها را همراهی می کند و تمام هم و غمش این است که از سقاها جا نماند.بین سقاها زبان زد شده. با رسیدن به خیمه امام حسین علیه السلام غم هایش تسکین یافته است.امیر آرزو دارد با برادرش محسن در هیات شرکت کند ولی حیف که برادر ده ساله اش حرف نمی زند،غذا نمی تواند بخورد و دستشویی نمی تواند برود. مدام دعا می کند خدایا برادرم را شفا بده تا منم تنها هیات نیایم.امیر همیشه با حسرت تمام، سقای کوچک هیات را که همه اسباب تعزیه را ازلباس های اندازه سقایی ،کلاه خود با پرهای رنگی،شمشیر،سپر،چکمه ساقه دار،زره دارد ،تماشا می کند و به حال او افسوس می خورد ،حیف که خبر ندارد سقای کوچک چه دل پردردی دارد و تنها دل خوشی اش مداحی وتعزیه است وعشقش سرور آزادگان عالم حضرت اباالفضل قمر بنی هاشم می باشد که تمام برادران بی عاطفه عالم را شرمنده نموده است و کف آبی زودتر از امام زمانش نخورده و به شهادت رسیده است و مدام با خود می گوید:

ای حرمت قبله حاجات ما                                   ذکر تو تسبیح و مناجات ما

چهارامامی که تو را دیده اند                               دست علم گیر تو بوسیده اند

                             اباالفضل ،اباالفضل ،اباالفضل علیه السلام


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط صدیقه سجادی 92/10/11:: 11:34 عصر     |     () نظر