هر سال برای انجمن اولیاء و مربیان به مدرسهی دخترم دعوتم میکردند و با اصرار از من میخواستند که جزء اعضای انجمن بشوم. من که چندان سوادی نداشتم به آنها میگفتم: «من به درد شما نمیخورم چندان سوادی ندارم.»
ـ وجودتان کافی است انجمن سواد زیادی لازم ندارد، بلکه همکاری و همدلی با مدیر و معلمان و اولیاء دانشآموزان در رفع گرفتاری و مشکلات دانشآموزان از مهمترین وظایف اعضاست.
من هم هر سال اجباراً قبول میکردم. اوایل انقلاب تخصص و تحصیلات خیلی مهم نبود بلکه همفکری و تعهّد حرف اول را میزد.
هر پانزده روز یک ساعت، با چه مشکلاتی در انجمن حضور پیدا میکردم خداوکیلی از سخنانی که در انجمن مطرح میشد خیلی استفاده میکردم. سالها بعد که دخترم به دبیرستان رفت انجمن اولیاء و مربیان رونق بیشتری پیدا کرد و ماهی یکبار برای اولیاء دانشآموزان سخنرانی برپا میکردند یک بار استادی را دعوت کردند که بیش از سی سال با مدرسه، حوزه و دانشگاه همکاری داشت؛ ایشان راجع به صرفه جویی صحبت میکرد:
« اِنَّ الْمُبَّذِّرینَ کانُوا اِخْوانَ الشَّیاطینَ؛ به فرمودهی قرآن اسراف کنندگان برادران شیطان هستند.
خواهران محترم توجه داشته باشید کار شما در خانه خیلی میتواند مؤثر باشد. در اقتصاد و درآمد همسرتان میتوانید نقش بسزایی داشته باشید.
شیخ انصاری (ره) هر روز پول پنج سیر گوشت را به خانمش میداده یک روز میبیند خانمش پیراهن نو پوشیده است از او سؤال میکند: «خانم این پیراهن را از کجا آوردید؟» میگوید: «از پول گوشت صرفه جویی کردم؛ روزی سه سیر گوشت میخریدم و پول دو سیر گوشت را هم جمع کردم و این پیراهن نو را خریدم».
اگر ما بودیم میگفتیم که «بارک الله خانم؛ خیلی زرنگ و با عرضهای!»
ولی نقل میکنند این عالم بزرگ چنان گریه کرد که شانههایش میلرزید و در حالی که محاسنش از اشک چشمش خیس شده بود، گفت: «پس ما روزی سه سیر گوشت کفاف زندگی روزانهمان را میکرده و پول دو سیر اضافی خرج میکردیم»؛ از آن تاریخ به بعد روزانه پول سه سیر گوشت را میداد. این در حالی بود که نقرههای وجوهات شرعیه درِ حیاتش انباشته شده بود. »
کلمات کلیدی: